الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
366
الخصال ( فارسى )
53 - براستى خداى تبارك و تعالى دنيا را از ميان نبرد تا قائم خاندان ما ظهور كند دشمنان ما را بكشد جزيه نپذيرد صليبها و بتها را بشكند و جنگ جهان را بپايان رساند و اموال را ضبط كند و برابر تقسيم نمايد و در ميان رعايا به عدالت رفتار كند . 54 - براستى من از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود اى على به زودى بنى اميه لعنة اللَّه عليهم ترا لعنت ميكنند و فرشته خدا هر لعنتى را هزار لعن بدانها برگرداند و چون قائم ما عجل اللَّه تعالى فرجه ظهور كند چهل سال بدانها لعن كند . 55 - رسول خدا ( ص ) فرمود چند طائفه از امتم در بارهء تو آزمايش شوند و گويند كه رسول خدا ( ص ) براى چه على ( ع ) را وصى خود كرده باشد با آنكه چيزى بجا نگذاشته است ؟ آيا قرآن مجيد كتاب پروردگارم پس از حضرت حق جل و علا بهترين چيزها نيست ؟ ! ! سوگند به آن كسى كه مرا براستى فرستاده است اگر تو قرآن را جمع آورى نكنى هرگز جمع نشود خداوند بدين فضيلت مرا مخصوص كرد نه اصحاب ديگر آن حضرت را . 56 - خداى تبارك و تعالى خصايص دوستان و اهل طاعت خود را به من عطا فرموده و مرا وارث محمد ( ص ) نموده هر كه را خواهد بد آيد و هر كه را خواهد خوش آيد و با دست مبارك به سمت مدينه اشاره كرد . 57 - رسول خدا ( ص ) در يكى از جنگها گرفتار بىآبى شد فرمود اى على برخيز نزد اين سنگ رو و بگو من فرستاده رسول خدايم آب به من بده به حق آن خدائى كه كرامت نبوت به او عطا كرد پيغام پيغمبر ( ص ) را كه به او رسانيدم نمونه پستانهاى گاو در آن هويدا شد و از سر هر پستانى آب روان گرديد چون اين را ديدم شتابانه به پيغمبر ( ص ) گزارش دادم فرمود اى على برو از آن آب بياور مردم ديگر هم آمدند و مشكها و ابزار خود را پر از آب كردند و چهارپايان خود را سيراب نمودند و نوشيدند و وضوء ساختند خداى عز و جل مرا بدين كرامت برگزيد نه ديگر صحابه را . 58 - رسول خدا در يكى از جنگها كه آب ناياب شده بود به من فرمود اى على يك كاسهء آبخورى بياور كاسه را خدمتش آوردم دست راست خود را با دست من در آن كاسه نهاد و فرمود آب ده از ميان انگشتان ما آب جوشيد . 59 - رسول خدا ( ص ) در خيبر مرا بگشودن قلعه فرستاد چون پاى قلعه آمدم و بدر آن رسيدم ديدم بسته است تكان سختى به آن دادم آن را از جا كندم و چهل گام دور افكندم و وارد قلعه شدم مرحب به نبرد من آمد بهم حمله كرديم من او را كشتم و زمين را از خونش سيراب كردم با آنكه پيش